لعنت به تو های مهربان
لعنت به او های دوست داشتنی
.
.
.
همه شان برای شما
دیگر نایی برای نارو خوردن ندارم!
(مجتبا حسینی)

پ . ن (1) :
این روزا چندتا کار هست که زیاد انجامشون میدم:
1- «گلستان سعدی»
2- ساعت 5 عصر - خیابان رهبری - قدمهای منو نگاهها...
3- اس ام اس های گاه و بی گاه دوستان و اینکه آدم خلیفه ی تنهای خدا روی زمین است...
پ . ن (2) :
و اما بهترین جمله و خبری که میشد شنید! با چاشنی ِ یک لبخند شیرین:
تبریک میگم آقای حسینی، مبارک باشه :)
طبقه بندی: شعر،

در زندگی زخمهایست...
از شماهایی که فکرش را نمی کنید!
و توهایی که فقط برایتان قیافه گرفتیم
یا اویی که هرگز نیامدم!
در زندگی،
ما هیچ وقت یاد نگرفتند
چه وقت آنها بودیم، چقدر اینها!
(مجتبا حسینی)
طبقه بندی: ادبیات،
تو دیگر برای من نیستی
نه دیگر چشمهایت سیاهی شب است
و نه گونه هایت مرمرهایی سرد...
تو دیگر عوض شده ای
حتی طعمِ توت فرنگی رژ لبت
مرا به وجد نمی آورد!
(مجتبا حسینی)
طبقه بندی: ادبیات،
تبلیغات
